Californication

 

ژانر / محصول سال : (Comedy, Drama, 2007 - present)

رتبه ۸.۷ در imdb  

رتبه ۸.۹ در tv.com

داستان این سریال کمدی / درام در مورد مرد نویسنده ای است بنام Hank که دوست دخترش به تازگی پس از سالها زندگی و داشتن یک بچه 12 ساله ازش جدا شده و قراره با مرد دیگه ای ازدواج کنه . این نویسنده هم هیچ چیزی براش اهمیتی نداره بجز دخترش و دوست دختر سابقش که قصد داره اونا رو به خونه برگردونه , Hank به س کـ س و سیگار هم معتاده .

نکته برجسته این سریال هنرپیشه های خوبش است مخصوصا David Duchovny که نقش Hank رو بازی میکنه قبلا در فیلم ها و سریال های زیادی مثل The X Files , Area 51 و... بازی کرده این هنرپیشه همین امسال بخاطر بازی در این سریال جایزه بهترین هنرپیشه سریال های درام-کمدی رو از Golden Globes دریافت کرد که البته خود سریال هم کاندید دریافت بهترین سریال تلویزیونی شد .

داستان سریال و روندش عالیه اصلا یک لحظه هم احساس خستگی نمی کنید  ، شخصیت Hank واقعا نزدیک به دنیای واقعیه حتی ممکنه در نگاه اول شما رو به یاد شخصیتهای مشابه در اطرافتون بندازه .

 

Smallville

 

ژانر / محصول سال : (Action/Adventure, Drama, 2001 - present)

رتبه ۷.۹ در imdb     رتبه ۹ در tv.com

این سریال در مورد پسري هست که قدرت هاي فوق العاده اي داره و از اون برا کمک کردن به دیگران استفاده ميکنه اين سريال در واقع داستان سوپر من از ابتدا است البته با افسانه اصلی Superman تفاوت های به نسبت زیادی داره, خیلی از شخصیت ها اصلا با اون چیزی که توی داستان اصلی بودن تفاوت دارند, چندتایی اصلا توی داستان اصلی نبوده اند.

قصه از جایی شروع میشه که با بارش شهاب سنگ شهر تقریبا خراب میشه. در همین هنگام جاناتان و مارتا کنت که دارند از متروپولیس برمیگردن Smallville وسط راه با برخورد یه شی عجیب به ماشینشون چپ می کنند ... این شهاب سنگ ها روی بعضی از ساکنان شهر آثار عجیبی غریبی گذاشته, مثلا یکی می تونه نامریی بشه, یکی می تونه دوتا بشه و ... .

شخصیت ها:

Clark Kent:

kal-el معروف که باباش قبل از نابودی کامل کریپتون می گذاردش در یک سفینه و میفرستدش به سوی زمین .شروع سریال اواسط دوران نوجوانیشه (16-17 سالگیش).


Lex Luthor: شخصیت منفی داستان اتفاقی کلارک جونشو نجات میده و میشه تنها دوست لکس.


Lana Lang: دختر همسایه و love interest کلارک . پدر و مادر لانا موقع شهاب باران کشته شدن و کلارک یه جورایی خودش رو مقصر این قضیه میدونه . لانا یه گردند بند داره که نگینش یه تیکه از شهاب سنگ های اون روزه و خوب این شهاب سنگ (کریپتونایت) روی کلارک اثر منفی داره برای همین نمیتونه خیلی بهش نزدیک بشه

Chloe Sullivan: سردبیر روزنامه مدرسه, یه فضول واقعی, یه دیوار درست کرده و پرش کرده با بریده روزنامه های چند ساله بعد از شهاب باران که اتفاق های عجیب-غریب Smalllville رو پوشش داده اند. یه جورایی از کلارک خوشش میاد ولی رابطه یه طرفه است.


Jonathan Kent: پدرخوانده زمینی کلارک


Martha Kent: مادرخوانده زمینی کلارک


Lionel Luthor: پدر لکس, مالک Luthorcorp, پیچیده ترین آدم داستان.


Lois Lane: دختر خاله کلویی, از فصل چهارم وارد قصه میشه, پدرش ژنرال ارتشه هیچ علاقه ای به روزنامه نگار شدن نداره


Pete Ross: دوست صمیمی کلارک
 

[scrubs]

 



ژانر / محصول سال : (Comedy, 2001 - present)

رتبه ۹.۳ در imdb     رتبه ۹.۲ در tv.com

در این sitcom داستان حول شخصیت JD می‌گذره، از دوره‌ی Intern تا الان که Attending شده.
شیوه‌ی روایت، اول شخصه، راوی داستان خود JD هست، محلی که بیشترین وقایع در اون می‌گذره بیمارستانی تخیلی به اسم Sacred heart است. فضای اغراق‌آمیزی که بیمارستان داره البته به باورپذیر نبودن منجر نشده.
چندتا عامل اساسی در خوب از کار اومدن این سریال نقش اساسی داره، اولیش انتخاب عالی بازیگرانه. در راسشون زک براف (Zach Braff) و یا مثلا نیل فلین (Neil Flynn) که نقش خدمتکار رو بازی میکنه. نقشی که فقط برای یک قسمت نوشته شده بود و به خاطر اجرای مافوق تصور فلین تبدیل شد به یکی از مهمترین و بهترین و بامزه‌ترین شخصیت‌های سریال.
برعکس باقی سیت‌کام‌هایی که تا الان دیده‌اید از صدای خند‌ه‌ی حضار خبری نیست دلایل زیادی هم داره. مهمنرینش نقش زیاد صداهایی که روی خود کار هست، از صدای راوی گرفته تا صدای صحنه.

فصل هشتم (و احتمال قریب به یقین آخرین فصل) از ژانویه یا فوریه‌ی از ABC (به جای NBC که معلوم نشد چرا و به چه علت بعد از هفت سال نخواست قرارداد رو تمدید کنه) و برای اولین بار به صورت HD خواهد شد.

شخصیت‌ها:

Jonathan Michael "John" Dorian یا به طور خلاصه JD شخصیت اصلی و راوی داستان. کودک درونش زیادی بیرونه! عملا بچه‌ایست در لباس بزرگترها.
لقبی که موقع مکالمه با ترک ازش استفاده می‌کنه: Vanilla Bear

Elliot Reid : همدوره‌ای JD، لوس، بچه پولدار، کلا در عالم دیگه‌ای به سر‌ می‌بره.


Christopher Turk : انترن جراحی، صمیمی‌ترین دوست JD، از زمان کالج با هم بودن، رابطه‌اش فراتر از دوستی معمولیه. عملا عاشق و معشوقند! ولی به قول خودشون: این یک عشق مردانه است بین دو مرد که هیچ نشانی از همجنس‌خواهی درش نیست.


Carla Espinosa : پرستار، اصلیت: دومینیکن.


Perry Cox : پزشک، استاد JD و الیوت. JD بهش به چشم مرشد و پدر معنوی نگاه میکنه چیزی که کاکس به شدت ازش متنفره، تخصصش به رگبار بستن با کلماته. اینقدر تند و پشت سرهم حرف ‌میزنه که گاهی وقت‌ها نمی‌فهمی چی گفت. JD رو با اسم‌های دخترونه صدا می‌کنه و کم هم پیش میاد که اسم‌ها تکراری باشند.

Bob Kelso : پزشک، رییس بیمارستان، رابطه‌اش با کاکس خوب نیست . کلیدی‌ترین جمله:
What has two thumbs and doesn't give a crap? Bob kelso, how you doing


Janitor : دشمن ابدی و ازلی JD، درگیری این دوتا از روز اول شروع میشه جایی که جنیتور داره با در ورودی ور میره و ادعا میکنه که باز نمیشه. JD می‌پره وسط و میگه و شاید یه سکه توش گیر کرده. از شانس بدش جنیتور یه سکه پیدا میکنه. از اون روز وظیفه‌ی اصلیش می‌شه آزار و اذیت JD.


Ted Buckland : وکیل بیمارستان، هیچ پرونده‌ای رو توی عمرش برنده نشده، هرچوری حساب کنید برده‌ی کلسو حساب میشه. بعد از اینکه زنش با خاطر ریزش موهاش ازش جدا شده با مادرش زندگی میکنه. با سه نفر از کارمندای بیمارستان یه گروه موسیقی داره که از هر از گاهی سر و کله‌اشون وسط قسمت‌ها پیدا میشه.

The Sopranos

ژانر / محصول سال : (Crime, Drama, 1998 - 2006)

رتبه ۹.۵ در imdb     رتبه ۸.۹ در tv.com

جوایز :
جایزه بهترین سریال درام از جشنواره EMMY در سال 2007-2004
جایزه بهترین فیلم نامه از EMMY در سال -1999-2006
بهترین هنرپیشه نقش اول برای جیمز گاندولفینی از EMMY در سال -2000 2001-2003
بهترین هنرپیشه نقش اول برای جیمز گاندولفینی و بهترین سریال در سال 2000 از گلدن گلاب.
و بسیاری دیگر....

سریال سوپرانوز محصول 1999 در شبکه HBO تهیه و تولید شد .. قبل از تولید این سریال مخالفت های زیادی صورت گرفت که بیانگر این بود که ژانر گنگستری ژانری منسوخ شده است و ظرفیت ساختی یک سریال بلند از ان وجود ندارد ... ولی نمایش سیزن 1 و به خصوص 2 این سریال خلاف این را ثابت کرد و البته سوپرانوز از عناصری استفاده کرد که در ژانر خود حاکی از نو اوری کامل بود.

داستان سوپرانوز حول و حوش زندگی فردی به نام تونی سوپرانوز میگردد که دارای دو زندگی کاملا متفاوت است..یک زندگی او به خانواده اش اختصاص دارد و زندگی دیگرش به شبکه زیر زمینی مافیای نیوجرسی که او ریاست هر دو را عهده دار است..تونی سوپرانوز با بازی فوق العاده جیمز گاندولفینی (تمام مردان پادشاه) روحی تازه به این سبک سریال سازی داده است و مسائلی که شاید کمتر در این ژانر مطرح میشده نمایان کرده است. یکی از خصوصیت های این سریال طبیعی بودن دیالوگ ها و بازی هاست به شکلی که گاهی فکر میکنید شاهد یک فیلم مستند هستید. جیمز گاندولفینی به گونه ای بازی کرده که هرگز در دام شخصیت های کلیشه ای پدر خوانده ای نیفتاده .تونی سوپرانویی که او خلق کرده بین مرز شخصیتی بی رحم و اتشین مزاج و گاهی شوج طبع و بذله گو راه میرود. از نو آوری های دیگر این سریال شکستن قالب های کلیشه ای مافیایی است، به عنوان مثال رئیس مافیایی نمایش داده میشود که اول سریال ناگهان غش میکند و بعد به دکتر روان پزشک مراجعه میکند و بعد از ان ما شاهد مکاشفه ای در دوران کودکی او هستیم و اینکه او چگونه به اینجا رسید . نکته مورد توجه دیگر اینکه تمام همسایه ها از اینکه سوپرانوها یه گروه مافیایی هستند اطلاع دارند و گاها رابطه خوبی با این خانواده دارند.

و اما مهم ترین مزیت این سریال دیالوگ های ان هستند ،شاید برای کسانی که به سریال های داستان محور عادت کرده باشند ،دیدن این سریال کمی سخت باشد ولی گاها به ما این حس القا می شود که اسکورسیزی این سریال را ساخته است. معمولا HBO در سریال های خود در ساختار شکنی پیش قدم است و سوپرانوز یکی ا ز این سریال ها بود که گاها مخالف سلیقه عموم حرکت کرد و تصویری واقعیتر از یک خانواده ای با ریشه ای ایتالیایی و تمام رسم و رسوم این خانواده ها ارائه کرد. دیالوگ های این سریال بیشتر با ته لحجه ایتالیایی و با اصطلاحات فراوان محلی گفته میشود ،گاهی در یک گفتگوی کوتاه ده ها اصطلاح استفاده میشود که درک دیالوگ ها را برای ما مشکل میکند ، ولی با این حال هیچ کدام از اینها باعث نمی شود از دیدن این شاهکار صرف نظر کنیم.

 

Terminator : The Sarah Connor Chronicles

 
 
ژانر / محصول سال : (Action/Adventure, Drama, 2007 - present)
لینک در imdb     رتبه ۸.۸ در tv.com
 
داستان این سریال بعد از ترمیناتور 2 (روز داوری) اتفاق می افته .. بعد از اینکه "تی 800" جون سارا و پسرشو نجات داد سارا و پسرش توی یه شهر کوچیک توی نیو مکزیکو زندگی میکنند ولی هنوز یه مامور اف بی ای به نام جیمز الیسون دنبالشون میگرده از طرفی بازم با مامورها یا بهتر بگیم رباتهایی از اینده مواجه میشند که قصد دارند اونا رو از سر راه بردارند .. سارا و پسرش این با تصمیم میگیرند به جای فرار کردن از تشکیل سیستم "اسکای نت " جلوگیری کنند ...
 
 
بااینکه این سریال در حد ترمیناتور 2 نیست ولی مطمئن باشید از ترمیناتور 3 خیلی بهتر است ، حتی بدون حضور آرنورد . یکی از عوامل موفقیت این سریال وام گرفتن عناصریست که باعث موفقیت ترمیناتور 2 شد، مثلا ربات هایی با اسکلت اهنی و چشمانی قرمز که با اینکه کاملا برنامه ریزی شده اند ، گاهی با اعمال انسانی خود باعث تعجب ما میشوند . خالقان سریال ترمیناتور فهمیده اند که راز موفقیت ترمیناتور 2 در رباتی نهفته است که باوجود صورت بدون احساسش و اسکلت فولادینش وقتی در مواد مذاب غوطه ور میشود ، اشک را در چشمانمان غوطه ور میکند ، رباتی که انسان نیست ولی تحت تاثیر جان کانر نوجوان (که حالا در سریال جوان شده) خصوصیت های انسانی پیدا میکند. هنگام دیدن این سریال به رابطه عاطفی یک ربات محافظ (که اینبار مونث هم هست) با جوانی که اینده دنیا به وجود ان بستگی دارد پی میبرید و شاید فارغ از همه اکشن ها و تیرندازی ها و انفجار ها برگ برنده سازندگان این سریال تاکید بر روابط عاطفی بین شخصیت ها و از خود گذشتگی انها باشد.
 
 
 

Desperate Housewives

  
 
ژانر / محصول سال : (Drama, 2004 - present)
رتبه ۸.۱ در imdb     رتبه ۸.۸ در tv.com
 
همسران ناامید (Desperate Housewives) یک مجموعه تلویزیونی کمدی درام آمریکایی است که مارک چری تهیه کننده آن می باشد و پخش آن از سوم اکتبر ۲۰۰۴ میلادی توسط شبکه‌ ای‌بی‌سی شروع شده است. این مجموعه با مخاطب تقریبی ۱۱۹ میلیون بیننده پرطرفدارترین مجموعه در سراسر جهان است و تاکنون جوایز متعددی رو برده از جمله 3 تا گلدن گلاب و 6 تا امی
 

این سریال ، با اینکه به عنوان یه سریال کمدی شناخته میشه ولی کمدی رو به معنای واقعی تعریف کرده ، یعنی خنده هایی که شما در این فیلم می زنید بیشتر تلخه تا از روی مسخره بازی
 
 
در سال ۲۰۰۴در رده بندی مجموعه های تلویزیونی آمریکا دارای رتبهء چهارم شده است (۲۳/۷ میلیون بیننده).
پخش سری اول مجموعه در سوم اکتبر ۲۰۰۴ در آمریکا و کانادا و در پنجم ژانویه ۲۰۰۵ در انگلستان شروع شد. ۲۳ قسمت این سری با خودکشی مرموز مری-آلیس یانگ آغاز شده و او پس از مرگ، روایتگر این داستان است. چهار دوست و همسایهء مری-آلیس هر کدام شیوهء زندگی خاص خود را دارند و هر یک به دلیلی از زندگی خود راضی نیستند. گابریل با باغبان کم سن و سال خود رابطه دارد، بری که خواهان همه چیز به نحو ایده آل است درمی یابد که زندگی زناشوییش در حال از هم پاشیدن است، لِنِت که دارای شغل مهمی بوده و به دلایل شخصی کار خود را رها کرده دیگر تحمل زندگی خانه داری را ندارد و سوزان تلاش می کند که طلاق خود از کارل را پشت سر بگذارد.
 
 
سری دوم از ۲۵ سپتامبر ۲۰۰۵ در آمریکا و کانادا و از ۱۸ ژانویه ۲۰۰۶ در انگلستان شروع شد که دارای ۲۳ قسمت (شامل یک قسمت پایانی دو ساعته) و دو کلیپ شو (قسمتی از فلش بک های پی در پی که روشن کنندهء بسیاری از نکات است) میباشد. بعد از فهمیدن راز تکان دهندهء مری-آلیس، این چهار دوست سعی در ادامهء زندگی عادی خود دارند اما همسایهء جدید و مرموز بتی اپل وایت فکر آنان را درگیر خود می کند.
 


این مجموعه موفقیت بزرگی در ۲۰۰۵-۲۰۰۴ بود، و تحسین‌های فراوانی را به دست آورد. همراه با پیشرفت مجموعه، واژهٔ «همسران ناامید» در آمریکا تبدیل به عبارتی فرهنگی شد و زنان بسیاری با این نام به برنامه های معروف مانند اپرا وینفری و دکتر فیل آورده شدند. این مجموعه به همراه مجموعهٔ گمشده باعث جان گرفتن دوبارهٔ شبکه ای‌بی‌سی شدند. چهره های شاخصی مانند اپرا وینفری، میشل لی، الن دجنریس و حتی لورا بوش خود را به عنوان طرفداران این مجموعه معرفی کردند.
 
 
چهار شخصیت اصلی این داستان عبارتند از :
 

1 - Susan mayer با بازی Teri hatcher : زن جذاب ولی شلخته ای است و معمولا سوتی های وحشتناکی میده . دغدغه اصلی سوزان اینه که بعد از 13 سال زندگی مشترک از شوهرش بخاطر خیانت اون جدا شده و الان تنها با دختر 15 سالش زندگی می کنه و از راه نقاشی کشیدن واسه کتابهای بچه ها امرار معاش میکنه !
مشکلاتش معمولا با دوست پسرهاش هست البته هیچ وقت شانس اینو نداره که یه آدم درست و حسابی باهاش رفیق بشه یا اگر هم یه آدم درست حسابی پیدا کرده بخاطر سوتی هاش رابطشون بهم خورده و خیلی زود هم دچار شکست عشقی شده !


2 - Bree Van de kamp با بازی Marcia cross : برعکس سوزان که خیلی شلخته هست بری خیلی مقرراتی و وسواسیه و و اسه همین هم خانوادش همیشه از دستش ناراضی اند ولی از نظر خانه داری واقعا زن کاملیه ، باغچه های فوق العاده مرتب ، آشپزی های فوق العاده و ...
بیشترین مشکلات او هم با 2 فرزندش هست که هر دو نوجوان هستند و مشکلات خاص خودشونو دارن و البته مشکلاتی هم با شوهرش داره ...


3 - Lynett Scavo با بازی Felicity Huffman : شخصیت جالبی داره ، و تنها زنی از بین این 4 نفر هست که با شوهرش خیلی خوبه و همیشه هم مشکاتشونو مسالمت آمیز حل می کنن
تنها مشکل اون بچه هاش هستن ، 4 تا بچه قد و نیم قد ... 3 تا پسر و یه دختر کوچولو  و همیشه پسرهای شرش براش مشکل ساز میشن
ضمنا قبل از بچه دار شدنش هم یه خبره در کارهای تبلیغاتی و بازار یابی بوده !


4 - Gabrielle Solis با بازی Eva Langoria : خوشگل ترین زن از بین این 4 نفر است که قبل از ازدواجش یه مدل بوده که بعد از ازدواج با شوهرش دیگه دنبالش نرفته ولی چون شوهرش خیلی پولداره همش دنبال خرید و مد و اینجور حرفاست . مشکل اصلی او هم رابطه نامشروعی ست که با باغبانشون داره و ماجراهایی که براش پیش میاد

البته یه نفر پنجمی هم این دوستان دارن بنام Mary Alice Young که تمام داستان توسط او روایت میشه و فیلم از جایی شروع میشه که او خودکشی کرده
 
 

Deadwood

  


ژانر / محصول سال : (Drama, Crime, 2003 - 2007)
رتبه ۹.۳ در imdb    
رتبه ۸.۸ در tv.com
 
داستان Deadwood در شهری کوچک در جنوب ایالت داکوتای فعلی در اواخر سال 1800 میلادی روایت میشود. مهاجران بسیاری از سراسر امریکا برای یافتن طلا کوچ میکنند که با یافتن طلا یک شبه ره صد ساله را بپیمایند. این شهر که در ابتدای تاسیس خود بدون هیچ قانونی اداره میشود و همه کاره ان شخصی است به نام "سورنجن" که صاحب بار و فاحشه خانه ای در "ددوود" میباشد که قانون را از طریق خود اجرا میکند. سورنجن با کاریزمایی شبیه بیل قصاب دارو دسته های نیویورکی شاید جذابترین شخصیت "ددوود" باشد .شخصیتی بی رحم اتشین مزاج و گاهی شوخ طبع. وجود این شخصیت در این سریال کافی است که شما را به دیدن این سریال ترغیب کند.
 
 
این سریال از فیلمنامه ای خوب و منسجم بهره میگیرد. بازیها به خصوص بازی ایان مک شین در نقش ال سورنجن فوق العاده عالی است تا جایی که او را صاحب جایزه گلدن گلاب هم کرده . گریم .صدا برداری و کلا هر چیزی که از یک سریال کاملا حرفه ای توقع دارید در این سریال میابید. این سریال کاملا بر اساس رویدادهای واقعی ساخته شده . و سیر تمدن یک شهر بی قانون تا رسیدن به قانون مداری به زیبایی در ان به تصویر کشیده شده .



 

Prison Break

 
 
ژانر / محصول سال : (Crime, Drama, 2005 - present)
رتبه ۹ در imdb
رتبه ۹.۱ در tv.com
 
سریال فرار از زندان از سال 2005 از شبکه تلویزیونی فاکس شروع به پخش شد .. داستان این سریال درباره 2 برادر است که یکی از انها با توطئه ای به زندان می افتد و منتظر حکم اعدام است و برادر دیگری که مهندس و طراح ساختمان است خود را به عمد به زندان انداخته تا بر اساس اطلاعاتی که از طراحی زندان دارد ، برادر خود را که به دلایل جنایی یا سیاسی و امنیتی به زندان افتاده را نجات دهد..
 
 
معمولا طرفداران سریال گمشدگان از این سریال نیز استقبال زیادی کرده اند البته تنها نکته قابل شباهت این دو شاید تعلییق های مداوم در طول داستان باشد.. البته در این سریال تنش ها بسیار بیشتر نمود پیدا میکنند و هر لخظه بیننده با کشش و پیچشی در طول داستان مواجه میشود که انتظارش را ندارد..... ...در هر حال اگر مشکل قلبی دارید این سریال را نبینید.
 
 
زمانی که پاول شورینگ خالق فرار از زندان پیشنهاد ساخت این سریال را به مسئولان فاکس داد ، انها پیشنهاد او را رد کردند و دلیلشان این بود که سریال داستان محور با این مدت زیاد پخش توانایی جذب مخاطب را ندارد ،ولی تجربه موفقیت آمیز سریال های داستان محور دیگر مثل گمشدگان و 24 انها را به ساخت این سریال ترغیب کرد . تعداد بینندگان ده ملیونی در سال اول نمایش این سریال ،خبر از موفقیت فوق تصور مسئولان فاکس و شورینگ به عنوان طراح سریال داد. ونت وورث میلر که نقش مایکل اسکوفیلد ، برادر نابغه را بازی می کند تبدیل به یکی از پر طرفدار ترین بازیگران جوان در دنیا شد و سریال فرار از زندان درآمد خوبی را نصیب فاکس نمود. این در آمد خوب باعث سرمایه گذاری بیشتر (تا دو میلیون دلار برای هر قسمت) و عوض کردن لوکیشن های این سریال در شهر ها و کشور های دیگر شد که جذابیتی بیشتر به سریال ببخشد. داستان جذاب ، بازیهای خوب و موزیک فوق العاده رامین جوادی این سریال را در طول 4 سیزنش به یکی از پربیننده ترین سریال های تلویزیونی تبدیل کرده است.
 
 
عکس تعدادی از شخصیت های سریال
 
Amaury Nolasco stars as Fernando Sucre


Camille Guaty


Chris Vance stars as Whistler


Danay Garcia stars as Sofia


Dominic Purcell stars as Lincoln Burrows


Jodi Lyn O'Keefe stars as Susan B


Marshall Allman stars as L.J


Lane Garrison stars as David Apolskis aka "Tweener":D

 
Michael Rapaport stars as Don Self



Patricia Wettig stars as Vice President Caroline Reynolds




Paul Adelstein stars as Kellerman



Peter Stormare stars as Abruzzi



Robert Knepper stars as Theodore - T-Bag



Robert Wisdom stars as Luchero



Robin Tunney stars as Veronica Donovan



Rockmond Dunbar stars as the tough, mysterious inmate Benjamin "C-Note" Franklin


Sarah Wayne Callies stars as Dr. Sara Tancredi



Stacy Keach stars as Warden Pope



Wade Williams stars as Brad Bellick



Wentworth Miller stars as Michael Scofield



William Fichtner stars as Alexander Mahone


Band of Brothers

 
 
ژانر / محصول سال : (Drama, War, 2001 - 2002)
رتبه ۹.۶ در imdb
رتبه ۸.۷ در tv.com
لینک در wikipedia
 
band of brothers محصول سال 2001 توسط تام هنکس و استیون اسپیلبرگ تولید شد...بعد از موفقیت نجات سرجوخه رایان اسپیلبرگ به فکر ساختن سریالی با همان موضوع یعنی سربازان در جنگ جهانی دوم افتاد. این بار اسپیلبرگ فقط با مقام مدیر تولید و با همکاری شبکه HBO شروع به ساخت این سریال پرخرج کرد. با این که چندین کارگردان از جمله تام هنکس به کارگردانی هر یک از اپیزود های این سریال پرداختند ولی رد پای اسپیلبرگ در تمامی قسمت ها مشاهده میشود .
 
 
داستان سریال درباره گروهان چترباز در یگان صدو یکم ارتش امریکاست که به اروپا فرستاده شده تا در خاک کشورهای تحت تسلط المان فرود امده و به نبرد با نیروهای اشغالگر بپردازند. در طول داستان با هر یک از افراد این گروهان و خلق و خوی انها اشنا میشویم و هر چه بیشتر با انها ارتباط برقرار میکنیم . دیالوگهای این سریال بسیار پخته و حساب شده و بر طبق واقعیت ان زمان و با مصاحبه با سربازهایی که واقعا در ان کارزار حضور داشتند نوشته شده. جلوه های ویژه سریال چیزی کمتر از نجات سرجوخه رایان ندارد و گاهی از ان هم بهتر میشود ... بازیگران این سریال چندان اشنا نیستند به جز دنی والبرگ (اره2 )و ران لیوینستون (اقتباس) و البته حضور دیوید شوییمر سریال فرندز هم در جای خود تامل برانگیز است. در اخر میتوان گفت که با دیدن این سریال به این نتیجه میرسیم که اسپیلبرگ هیچ وقت چیز بدی نمیسازد.
 
 

Heroes

 
 
ژانر / محصول سال : (Drama, Sci-Fi/Fantasy, 2006 - present)
رتبه ۸.۴ در imdb 
رتبه ۹.۱ در tv.com
 
ماجرا از این جا شروع میشه که یه پرفسور هندی به اسم Chandra Suresh که متخصص Geneticist هست، کتابی مینویسه به نام Activating Evolution و نظریه‌ای رو ارائه میده که افرادی بین ابنای بشر هستند که به دلیل جهشهای ژنتیکی توانایهای منحصر به فردی دارند. این آقا به دلیل پا فشاری روی نظریه‌اش و اینکه فکر می کنه میتونه مدلی ارائه کنه که بشه این افراد رو شناسایی کرد از دانشگاه اخراج میشه.میره نیویورک و میشه راننده‌ تاکسی!
پسرش (Mohinder Suresh) هم Geneticist و استاد دانشگاهه. خبر میرسه که پدر کشته شده. موهیندر میره نیویورک که تحقیقات پدرش رو ادامه بده. و ما هم متوجه میشیم که پدرش درست می‌گفته، این افراد وجود دارند! از نکات بارز این سریال جلوه های ویژه آن است که فراتر از کارهای معمولی تلویزیونیه
 
  
شخصیت‌های اصلی:
 
Mohinder Suresh

  
Claire Bennet
۱۵ یا ۱۶ ساله، Cheerleader
توانایی: خود درمانی (she has the ability to heal seemingly any wound)


Hiro Nakamura
عشق کامیک بوک و ابرقهرمان ها، مدام در خیال و تصور اینه که خودش ابرقهرمان میشه و دنیا رو نجات میده. توانایی: متوقف کردن زمین و زمان (possesses the ability to bend space and time)


Ando Masahashi 
دوست هیرو که توی سفر هیرو برای جستجوی سرنوشتش به ایالات متحده همراهیش می‌کنه.


Matt Parkman
پلیس، دو-سه باری امتحان کارآگاهی داده که به خاطر شرایط فیزیکی رد شده
توانایی: تله پاتی( telepathy).


Nathan Petrelli
نامزد انتخابات کنگره، آرزوش اینه که یه روزی پست مهمی توی دولت داشته باشه. توانایی: پرواز


Peter Petrelli
برادر کوچیکتر نیتن پترلی، پرستار،
توانایی: تقلید توانایی‌های دیگران (he has the ability to mimic the superpowers of others)


Niki Sanders
توانایی: چند تا شخصیت داره که هر کدوم یه توانایی‌هایی دارند. مثلا اولین شخصیتی که غیر از خودش می‌بینیم قدرت مافوق بشری داره


HRG, the man in the horn-rimmed glasses) Noah Bennet)
پدر خوانده Claire

 
این سریال برای کودکان پیشنهاد نمی شود چون دارای صحنه های تجاوز. قتل. استعمال مواد مخدر و .. میباشد .
 
 

ّFriends

  

ژانر / محصول سال : (Comedy, 1994 - 2004)
رتبه ۸.۹ در imdb
رتبه ۹.۲ در tv.com
 
سریال دوستان در سال 1994 توسط مارتا کافمن و دیوید کرین ساخته شد که البته ایده ان از سالها قبل شروع شده بود. داستان Friends ماجرای 6 دوست هست که از سالهای جوانی با هم دوست هستند و ماجراهایی که برای انها اتفاق می افتد هر یک از این شخصیتها خصوصیتی منحصر به فرد دارد که به او جذابیت می بخشد و او را از دیگران متمایز میکند.مثلا جویی که پر خور و دیر فهم است یا مونیکا که وسواسی و سخت گیر .
 

این سریال در قسمتهای اولیه خود چنان مورد استقبال قرار گرفت که پخش ان به مدت 10 سال ادامه پیدا کرد. و البته اتمام آن به خاطر عدم اقبال عمومی نبود بلکه دستمزدهایی بود که تهیه کنندگان باید به بازیگران گمنام دیروز و ستارگان امروز پرداخت میکردند (Matt Leblanc در نقش Joey با اولین دستمزد خود یک پرس غذا خرید). پرداخت دستمزدهای میلیونی به بازیگران که هر سال بیشتر میشد ( مخصوصا جنیفر انیستون) و از طرفی کارهای سینمایی و تلویزیونی بسیاری به انها پیشنهاد شده بود در نهایت باعث پایان یافتن این سریال در سیزن 10 شد. مردمی که سالها در کشورهای مختلف از المان گرفته تا ژاپن با شخصیتهای این داستان خندیده بودند و با ناراحتی انها اه کشیده بودند در قسمت اخر همراه با بازیگران سریال گریستند...تجربه ای که دیگر امکان ظهور ان وجود ندارد .
 
 
حالا هر یک از این ستاره ها یک فیلم سینمایی یا شوی تلویزیونی را یک تنه می گرداند...البته موفقیتی که در Friends نصیب این بازیگران شد .در کارهای دیگرشان تکرار نشد ولی در هر حال Friends تجربه متفاوتی بود.

 

4400


ژانر / محصول سال : (Drama, Sci-Fi/Fantasy, 2004 - 2008)
رتبه ۸ در imdb    رتبه ۸.۹ در tv.com
 


داستان این سریال به این شکل شروع میشود که ما شاهد ناپدید شدن افرادی در زمانهای مختلف در کشورهای مختلف و با نژادهای مختلف هستیم .این افراد که تعدادشان 4400 نفر است در یک روز به خصوص دوباره و یکجا در یک نقطه از خاک امریکا ظاهر میشوند و در بین از انها دختر بچه ای که 80 سال پیش ناپدید شده بود تا سیاهپوستی که در دهه 50 غیب شده بود وجود دارند .این افراد که هیچ خاطره ای از انچه بر انها گذشته ندارند توسط مامورین به قرنتینه برده میشوند و بعد از مدتی ازاد میشوند ..
حالا از این به بعد شاهد مواجه این افراد با دنیایی جدید میشویم که هیچ تناسخی با ان ندارند .... زنی که 12 سال پیش دختری چند ماهه داشت غیب شده و اکنون دختر خود را 12 ساله میبیند که دیگر او را نمیشناسد و خود را دختر زنی میداند که شوهرش بعد از ناپدید شدن او با ان ازدواج کرده . مرد سیاهپوستی که به خانه خود باز میگردد و به جای خانه خود پلی عظیم الجثه را میابد و خلاصه هر از این افراد انگار چیزی را از دست داده اند ولی .... انها در طول غیبت خود چیزهایی نیز به دست اورده اند . مثلا دختر کوچولوی ما می تواند اینده را پیش بینی کند یا پسر جوانی می تواند انسانها را احیا کند یا بمیراند.......
 

شاید با شنیدن خلاصه سریال به یاد مردان ایکس یا قهرمانان بیفتید ولی تفاوت ۴۴۰۰ با آنها در این است که در این سریال روی شخصیت ها و اسیب پذیری انها تاکید بیشتری شده . شخصیتها بسیار عمیق و چند بعدی طراحی شده اند و داستان بر روی شخصیتها سوار است. ریتم سریال با وجود زمان یک ساعتی ان سریع است و بیننده دچار خستگی نمی شود چون اطلاعات بسیاری در همان قسمت به بیننده منتقل میشود. در هر حال دیدن این سریال به هم کسانی که طرفتار این سینمای علمی تخیلی هستند و هم کسانی که به این شکل سینما علاقه ای ندارند توصیه میشود چون برای هر دوی انها چیزی برای گفتن دارد.


 
معرفی شخصیتها
 
Tom Baldwin
مامور عملیاتی National Threat Assessment Command. 
 
Diana Skouris
فارغ التحصیل Microbiology و Epidemiology، قبل از انتقال به NTAC پنج سال برای CDC کار کرده.


Maia Rutledge
اولین ناپدید شده، هشت سالش بوده که ربوده میشه. وقتی برمی گرده توانایی دیدن آینده رو داره.
 
Richard Tyler
ناپدید شده در ۱۱ می سال ۱۹۵۱. یکی از اولین خلبان های سیاه پوست ارتش امریکا. موقعی که برای جنگ به کره اعزام شده بود ناپدید میشه. توانایی: Telekinesis (به زبان ساده: میتونه حرکت هر چیزی رو که بخواد کنترل کنه)


Shawn Farrell
خواهر زاده بالدوین، سال ۲۰۰۱ وقت با پسر بالدوین رفته بودند Highland Beach (همونجایی که گوی نور منفجر میشه) ناپدید شده. توانایی: شفا دادن و گرفتن جان تنها با لمس کردن طرف مقابل.


Kyle Baldwin
پسر تام بالدوین، موقعی که نور توی آسمان ظاهر میشه گویا هدف اصلی کایل بوده که شاون خودش رو می اندازه جای کایل.
 Jordan Collier
ناپدید شده در ۱۰ آپریل ۲۰۰۲. پیش از ناپدید شدن غول املاک بوده. الان یه جورایی پدر معنوی The 4400 شده. براشون شهرکی خریده و سعی داره همه اشون رو دور هم جمع کنه. کسی که معلوم نیست هدفش چیه، قصد کمک داره؟ می خواد منافع شخصی خودش رو تامین کنه؟
 
 
  

24

 
ژانر / محصول سال : (Thriller, 2001 - present)
رتبه ۸.۹ در imdb     رتبه ۹.۱ در tv.com

اين سريال به سبک اکشن و ماجرايي است. نقش اول اين داستان «جک باور» در اداره يک CTU (واحد ضد تروريستي)، شاخه اي خيالي از سازمان CIA مشغول به کار است (البته شاخه اي شبيه آن با نام ديگر در اين سازمان وجود دارد) و هر Season يک روز از زندگي او را، در حال مبارزه با يک نقشه تروريستي بزرگ و خطرناک نشان مي دهد. هر Episode از سريال، يک ساعت از روز جک باور را نشان ميدهد و در قسمت 24 روز جک باور به پايان مي رسد. اين سريال علاوه بر طرفداران اکشن و تيراندازي، به دليل داشتن داستان پر هيجان، و نشان دادن زندگي شخصي شخصيت ها، به دوستداران سريال هاي درام و ماجرايي نيز توصيه مي شود.
 
 
 
عليرغم چندين بدشانسي بزرگ، استقبال مردم آمريکا از اين سريال خوب بوده و به مرور زمان افزايش چشمگيري داشته است. با توجه به اينکه پخش فصل اول اين سريال اندکي پس از حادثه ي 11 سپتامبر آغاز شد و با توجه به محتواي تروريستي فيلم شبکه ي Fox در ابتدا پخش سريال را براي مدتي به تعويق انداخت. اما با پخش سريال استقبال خوبي از آن به عمل آمد به طوري که «کيفر ساترلند» بازيگر کاراکتر جک باور، براي بازي در تنها 10 قسمت اول سريال برنده ي جايزه ي گوي زرين شد. با فروش DVD فصل اول، اين سريال رکورد فروش DVD در بريتانيا را، نه فقط در بخش سريال، بلکه در بخش فيلم شکست و ارباب حلقه ها را پشت سر گذاشت. به طوري که خود کيفر ساترلند از اين رکورد شکني اظهار تعجب نمود.


با توجه به اينکه اين سريال به دلايل غير فني (سياسي، ديني و پخش صحنه هاي شکنجه که بسياري از بانوان و کودکان را از جمع طرفداران حذف مي کند) مخالفاني دارد، و با توجه به ادامه دار بودنِ منحصر به فرد داستان سريال، (به طوري که در طول پخش تلويزيوني بينندگان در صورت از دست دادن 1 يا 2 قسمت، روند کلي داستان را از دست مي دادند) رتبه imdb ذکر شده نشانگر زيبايي بي نظير سريال ميباشد.لازم به ذکر است بزرگاني چون بيل گيتس (ثروتمند ترين فرد دنيا و صاحب شرکت مايکروسافت)، ديک چني (معاون رييس جمهور آمريکا) و دونالد رامسفلد (وزير دفاع سابق آمريکا) از طرفداران اين سريال هستند.
 

جوايز گوي زرين (Golden Globe) از معتبر ترين جوايز اعطا شده به سريال ها مي باشد، اما اين جوايز در محدوده کم (فقط خود سريال و بازيگران آن) داده مي شوند و ضمنا تمرکز اصلي آن بر روي فيلم ها ميباشد. اما امي (Emmy) به طور تخصصي به سريال ها پرداخته و در بخش هاي مختلف (از جمله کارگرداني، نويسندگي، موسيقي و ...) به سريال ها جوايزي اعطا مي کند، به طوري که اين مراسم به نوعي همتاي اسکار در تلويزيون به حساب مي آيد.
 


سريال 24 و کيفر ساترلند از زمان آغاز پخش به مدت پنج سال متوالي، به ترتيب کانديد بهترين سريال درام و بهترين بازيگر نقش اول مرد در يک سريال درام شدند و بالاخره در سال ششم در هر دو بخش جايزه را مال خود کردند. ضمنا در سال 2002 «رابرت کوشران» برنده ي جايزه ي امي بهترين نويسندگي در سريال درام براي اين سريال شد. در سال 2003 «يان توينتون» کانديد دريافت جايزه ي امي براي بهترين کارگرداني در سريال درام شد و شان کالري جايزه بهترين موسيقي را مال خود کرد. و در سال 2006 «گريگوري ايتزين» کانديد بهترين بازيگر نقش دوم مرد در يک سريال درام شد. و «جين اسمارت» هم کانديد بهترين بازيگر نقش دوم زن در يک سريال درام گرديد. در همان سال «جان کسار» هم جايزه بهترين کارگرداني را در يک سريال درام مال خود کرد. در مراسم گوي زرين سال 2001، کيفر ساترلند تنها براي بازي در 10 قسمت اول سريال، جايزه ي گوي زرين را در بخش بهترين بازيگر نقش اول مرد در سريال درام برد، در همان سال سريال 24 کانديد دريافت جايزه بهترين سريال درام بود. در سال 2002، سريال 24 در بخش بهترين سريال درام، کيفر ساترلند در بخش بهترين بازيگر نقش اول مرد در سريال درام و «دنيس هيسبرت» در بخش بهترين بازيگر نقش دوم مرد کانديد دريافت گوي زرين بودند. در سال 2003 بالاخره خود سريال نيز جايزه ي بهترين سريال درام را در جشنواره ي گوي زرين مال خود کرد، در همان سال، کيفر ساترلند مجددا کانديد دريافت جايزه ي گوي زرين بود. در سال 2004 باز هم سريال 24 کانديد دريافت جايزه ي بهترين سريال درام بود. در سال 2005 کيفر ساترلند مجددا کانديد دريافت گوي زرين شد. و در سال 2006 باز هم سريال 24 و کيفر ساترلند کانديد دريافت گوي زرين گرديدند..
ضمنا کيفر ساترلند در سالهاي 2004 و 2006 برنده ي بهترين بازيگر نقش اول مرد يک سريال تلويزيوني از جشنواره ي انجمن بازيگران شد.

Dexter

 
 
ژانر / محصول سال : (Crime, Drama, 2006 - present)
محصول Showtime, بر اساس رمان Darkly Dreaming Dexter اثر Jeff Lindsay.
رتبه ۹.۱ در imdb     رتبه ۹.۱ در tv.com
 


Dexter Morgan کارشناس تحلیل رد خون (blood spatter pattern analyst) پلیس Miami هست که اوقات فراغتش رو با کشتن پر می کنه. به روایتی قاتل زنجیره ای (serial killer) هستش البته با انگیزه و هدف مشخص و فقط کسانی رو می کشه که لیاقتش رو داشته باشند; قاتل هایی که از دست پلیس فرار کرده اند, متجاوزها و ... .
پدرخوانده اش Harry Morgan پلیس خوشنامی بوده که Dexter رو موقعی که سه سالش بوده در یه صحنه‌ی جرم پیدا میکنه و به فرزندخواندگی قبول میکنه. بعد از مدتی متوجه میشه که Dexter عطش سیری ناپذیری نسبت به خون داره, برای دور نگه داشتن Dexter از دستگیری و اعدام بهش آموزش میده که چه طور بکشه و ردش رو از بین ببره. همینطور بهش آموزش میده که چه طور تظاهر کنه که با باقی آدم ها هیچ فرقی نداره. ولی این تمام داستان نیست ... .
 

نوع روایت داستان اول شخص هست, خود Dexter داستان رو روایت می کنه. البته نسخه‌ی ساخته شده تفاوت هایی با رمان (علی الخصوص در بخش های پایانی) داره. ژانر رو در wikipedia زده:
Psychological thriller,Police procedural,Dark comedy
تیتراژ آغازین سریال عالیه, عالی.

معرفی شخصیتها
 
Dexter Morgan - بازیگر: Michael C. Hall

 
 
 
 
Debra Morgan - بازیگر: Jennifer Carpenter
خواهرخوانده دکستر. به خاطر ادامه‌ راه پدرش پلیس شده, البته خیلی هم پلیس خوبی به نظر نمیرسه.


Rita Bennett - بازیگر: Julie Benz
دوست دختر دکستر- مادر دو تا بچه


Harry Morgan - بازیگر: James Remar
پدر دبرا و پدرخوانده‌ دکستر. فقط توی flashback میبینیمش.